مرتضى مطهرى
77
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
آن نظر كه تفاوتهايى از لحاظ استعداد در آنها هست و هر دستهاى چيزهايى در قوه دارند و بايد به فعليّت برسد و ديگران آنها را ندارند كمالات و خيرات خاصّى آنها را سعادتمند مىسازد . پس در مورد كمالات و خيرات مشترك ، سعادت مطلق است ، و در مورد كمالات و خيرات اختصاصى ، نسبى . از نظر فلسفى بايد گفت فرق است ميان غايات اوّليّهء طبيعت و غايات ثانويّهء وى . برخى از استعدادها براى رسيدن به غايات اصلى و اوّلى طبيعت است و آنها عبارت است از مدارجى كه يك نفر انسان در سلسله مراتب وجود در قوس صعود طى مىكند ( يا أَيُّهَا الْإِنْسانُ إِنَّكَ كادِحٌ إِلى رَبِّكَ كَدْحاً فَمُلاقِيهِ ) « 1 » و برخى استعدادها براى رسيدن انسان به غايات و هدفهاى ثانوى طبيعت است . هدفهاى ثانوى عبارت است از هدفهايى كه طبيعت آنها را براى ايجاد زمينه براى هدفهاى اوّليّه و ذاتيّه تعقيب مىكند . استعدادهاى اجتماعى انسان همه از اين قبيل است . افراد بشر از لحاظ هدفهاى اوّليّهء طبيعت ، سعادت يكسانى دارند ، پس سعادت از اين نظر مطلق است ، ولى از لحاظ هدفهاى ثانويّهء طبيعت ميان آنها تفاوتهايى است و سعادتهاى متفاوتى احياناً پيدا مىكنند ، پس سعادت از اين نظر نسبى است . تفاوتهايى كه احياناً ملّتها در محيطهاى مختلف و منطقههاى مختلف پيدا مىكنند ناشى از احتياجات مخصوص طبيعى و عكس العمل طبيعت انسانى است در برابر محيط طبيعى ؛ يعنى يك نوع هدف ثانوى است كه براى طبيعت پيدا مىشود . به هر حال مسألهء نسبى بودن سعادت با مسألهء نسبى بودن خواستهها و آرزوها بستگى ندارد ، با مسألهء نسبى بودن « خير » و « كمال » بستگى دارد . در متن كتاب ضمن يكى از فصول ، اين بحث از طرف شيخ ابوعلى طرح خواهد شد و ما در آنجا باز در اطراف اين مطلب بحث خواهيم كرد . آيا انسان براى رسيدن به سعادت نيازمند به راهنماست ؟ بحث در اين مطلب چندان دشوار نيست . اوّلًا بايد ببينيم انسان براى رسيدن به سعادت چه نيازمنديهايى دارد و خود انسان براى رسيدن به آن نيازمنديها چه اندازه
--> ( 1 ) . انشقاق / 6 .